درسنامه آموزشی جغرافیا (2) کلاس یازدهم انسانی
درس 11: ژئوپلیتیک
گفتو گو کنید (صفحه 141 کتاب درسی)
1- الف) برداشت شما از واژهٔ قدرت چیست؟ چند مثال دربارهٔ قدرت یک فرد یا گروه اجتماعی بیان کنید.
توانایی افراد برای دستیابی به هدفها از طریق واداشتن افراد دیگر جامعه به انجام کاری بر خلاف خواستهشان. مانند قدرت فرمانروا، قدرت احزاب سیاسی حاکم، قدرت و...
ب) به نظر شما، آیا عوامل جغرافیایی مانند موقعیت جغرافیایی، آب و هوا و منابع طبیعی میتوانند بر قدرت یک گروه اجتماعی یا ملت تأثیری داشته باشند؟ مثالی ذکر کنید. نتایج گفتوگوها را بهطور خلاصه روی کاغذ بنویسید. سپس در پایان درس دوباره آنها را مرور کنید.
بله، مانند موقعیت جغرافیایی ایران و دسترسی آن به خلیج فارس و دریای عمان و آبهای آزاد جهان و امکان تجارت دریایی با سایر کشورها. همچنین داشتن منابع ارزشمند سوختهای فسیلی مثل نفت و گاز در افزایش قدرت ملی و اقتصادی کشور مؤثر است.
آیا تاکنون اصطلاح «ژئوپلیتیک» را شنیدهاید؟ امروزه این اصطلاح جغرافیایی در اخبار و موضوعات سیاسی، روابط سیاسی و بینالمللی، مذاکرات یا رقابتها و کشمکشهای سیاسی، زیاد به کار میرود.
صاحبنظران از ژئوپلیتیک و موضوع آن تاکنون تعاریف گوناگونی دادهاند و در اینباره اتفاق نظری وجود ندارد. اصطلاح ژئوپلیتیک از دو واژهٔ «ژئو» مخفّف ژئوگرافی به معنای جغرافیا و واژهٔ «پلیتیک» به معنای سیاست ترکیب شده است. برخی آن را معادل «سیاست جغرافیایی» در نظر گرفتهاند که البته مورد قبول همه نیست.
در اینجا برای فهم موضوع ژئوپلیتیک، از تعریف و مدلی که یک جغرافیدان سیاسی ایرانی آن را وضع کرده است، استفاده میکنیم:
«ژئوپلیتیک شاخهای از دانش جغرافیای سیاسی است که با موضوع قدرت و ارتباط آن با جغرافیا و سیاست سر و کار دارد و روابط متقابل این سه عنصر را مطالعه میکند.»

به مدل توجه کنید؛ در سمت چپ آن، دو عنصر جغرافیا و سیاست را مشاهده میکنید. شما در درس 9 از طریق مثالهای متعدد با تأثیرات متقابل جغرافیا و سیاست آشنا شدید.
همانطور که میبینید، در این مدل عنصر «قدرت» به رابطهٔ متقابل جغرافیا و سیاست اضافه شده است؛ زیرا جوهرهٔ ژئوپلیتیک را «قدرت» تشکیل میدهد.
اکنون بیایید برای فهم بهتر موضوع ژئوپلیتیک، اجزا یا عناصر این مدل را بیشتر بررسی کنیم.
قدرت
در فرهنگ فارسی، قدرت به معنای داشتن توانایی است. قدرت به توان و استعداد انسان برای انجام دادن کاری که مطلوب اوست، گفته میشود. در زبان فارسی واژههای مترادف با قدرت یا مفهوم آن زیادند؛ مانند نفوذ، توانایی، اقتدار، حکم، فرمان و دستور.
در مباحث اجتماعی و سیاسی، از قدرت با تعابیری چون کنترل دیگران یا نفوذ داشتن روی آنها، سلطه و توانایی مجبور کردن دیگران به فرمانبرداری، یاد شده است.
برخی از اندیشمندان معتقدند که قدرتطلبی و تمایل به داشتن قدرت از خصوصیات و تمایلات طبیعی بشر است.
بهطور کلی، هر فرد و گروه انسانی برای رسیدن به اهداف و خواستههای خود باید قدرت داشته باشد. بنابراین، برحسب شرایط و اهداف و خواستهها انواع قدرت وجود دارد: قدرت جسمانی، قدرت علمی، قدرت اقتصادی، قدرت هنری و قدرت سیاسی.
رابطهٔ قدرت و سیاست
سیاست عبارت است از علم ادارهٔ یک کشور یا حکومتداری.
سیاستمداران، حکومتها، نهادها و سازمانهای بینالمللی همه در پی دستیابی به قدرتاند تا بتوانند از آن برای رسیدن به اهداف، آرمانها و خواستههای خود استفاده کنند. به این افراد و گروهها بازیگران سیاسی گفته میشود.

بازیگران سیاسی اصلی و عمدهٔ جهان عبارتاند از:
بازیگران سیاسی با بهدست آوردن قدرت میتوانند به اهداف خود برسند، مطابق میل یا نظام فکری خود فرمان برانند، منافع خود و هوادارانشان را تأمین نمایند و رقیبان خویش را از صحنه بیرون کنند.
برای مثال، حکومتها با استفاده از قدرت میتوانند در داخل یک کشور امنیت و نظم اجتماعی برقرار کنند و در خارج از آن کشور نیز اهداف خود را پیش ببرند. قدرت مانند یک شمشیر دولبه است؛ حکومتها، هم میتوانند از قدرت برای دست یافتن به اهدافی چون تأمین استقلال و منافع و امنیت ملی کشور خود بهره ببرند و هم میتوانند آن را علیه ملت خود به کار بگیرند. آنها با به کارگیری ابزارهای قدرت چون ارتش، پلیس، دستگاه قضایی و اطلاعاتی میتوانند به آزار مردم خود بپردازند و از قدرتشان برای حفظ بقا و سلطهٔ خود استفاده کنند.
رابطهٔ قدرت و جغرافیا
عوامل و ارزشهای جغرافیایی، نقش مهمی در تولید قدرت برای یک کشور دارند. صاحبنظران ژئوپلیتیک معتقدند عواملی چون موقعیت جغرافیایی، آب و هوا و داشتن منابع زیرزمینی و جمعیت میتوانند موجب قدرت اقتصادی، سیاسی و نظامی یک کشور شوند یا به عکس، کارکرد منفی داشته باشند و موجب تضعیف قدرت شوند.
پیش از آنکه بیشتر به این موضوع بپردازیم، بهتر است به چند نظریه که در این زمینه ارائه شده است، توجه کنیم.
قدرت و نظریههای ژئوپلیتیکی
رابطهٔ عوامل جغرافیایی با سیاست و قدرت از گذشتههای دور مورد توجه اندیشمندان بوده و توجه به آن موجب پیدایش نظریههای ژئوپلیتیکی شده است. از معروفترین این نظریهها، میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- در قرن نوزدهم، راتزل که پدر علم جغرافیای سیاسی شناخته میشود، نظریهٔ «فضای حیاتی» را مطرح کرد. راتزل میگفت اگر کشورهای کوچک برای جمعیت خود فضای کافی نداشته باشند و درصدد توسعهٔ سرزمینهای خود برنیایند، نابودی آنها حتمی است. او همچنین برای عامل موقعیت جغرافیایی اهمیت قائل بود و اعتقاد داشت که موقعیت یک کشور در مجاورت یک دولت قوی یا ضعیف، بر سیاست و قدرت آن تأثیر میگذارد. راتزل از مباحث خود چنین نتیجه میگرفت که در کشمکش بر سر قدرت، دولتهای بزرگ پیروز میشوند و کشورهای کوچک را ضمیمهٔ خاک خود میکنند.
البته باید توجه کرد که این نظریه در اواخر قرن نوزدهم مطرح شده است و در قرن بیستم با توسعهٔ حقوق و قوانین بینالمللی، اقداماتی مانند کشور گشایی و تصرف سرزمینهای دیگر قابل قبول نیست و محکوم شمرده میشود؛ هر چند امروزه معدودی از کشورها به حقوق کشورهای دیگر توجه نمیکنند و آن را نادیده میگیرند. حملهٔ نظامی امریکا به افغانستان و عراق در سالهای 1369 و 1380 و اشغال این کشورها یا حملهٔ عراق به ایران در سال 1359 و به کویت در سال 1369 و حملههای عربستان به یمن در سالهای اخیر نمونههایی از توسعهطلبی کشورهاست.
- برخی از صاحبنظران دربارهٔ ارتباط عوامل جغرافیایی با سیاست و قدرت، به عوامل جغرافیایی دیگری چون قدرت خشکی (برّی)، قدرت دریایی، قدرت هوایی و نظایر آن اشاره کردهاند.
1- مکیندر، جغرافیدان انگلیسی، در سال 1904 میلادی در مقالهای با موضوع تولید قدرت، به «خشکیها» توجه کرد. او معتقد بود که بخش عمدهٔ خشکیهای جهان، سه قارهٔ به هم چسبیدهٔ آسیا و اروپا و افریقاست و جزیرهٔ جهانی نام دارد. مکیندر در این جزیرهٔ جهانی منطقهٔ خشکی اوراسیا (از رود ولگا در غرب تا سیبری در شرق) را قلعهٔ (دژ) جهان میدانست و میگفت این منطقه برای قدرتهای دریایی، غیرقابل دسترس است.
مکیندر بخش مرکزی این منطقه را محور یا قلب خشکی جهان (هارتلند Heartland) نامید. او معتقد بود که این منطقه، یعنی شرق اروپا، منبع بزرگ قدرت است و هرکس بر منابع آن مسلط شود، میتواند بر کل جزیرهٔ جهانی و جهان فرمان براند.
برخی معتقدند نظریهٔ هارتلند یا قدرت خشکی در سیاستهای جنگ طلبانهٔ آلمان ، هجوم این کشور به کشورهای مجاور و بروز جنگهای جهانی اول و دوم بیتأثیر نبوده است.
2- نظریهٔ قدرت دریایی را «آلفرد ماهان» مطرح کرد. او که دریاسالار بود، فضاهای دریایی و اقیانوسی را در شکلگیری قدرت جهانی و کنترل و محاصره قدرت خشکی مؤثر میدانست. آلفرد ماهان در کتاب خود نشان داد که چگونه انگلستان به دلیل برخورداری از قدرت دریایی بر رقیبان خود پیروز شد. او برای تبدیل شدن یک کشور به یک قدرت دریایی شش شرط پیشنهاد کرده بود:
شرایط تبدیل شدن یک کشور به قدرت دریایی
- موقعیت جغرافیایی: مجاورت کشور با یک یا چند دریا برای حملونقل و کنترل راههای آبی مهم
- خط مشی سیاسی و حکومت: حمایت و توجه دولتها به قدرت دریایی و بهرهبرداری از فرصتها
- وضع طبیعی سواحل: داشتن سواحل مناسب و دارای پناهگاه برای ایجاد بندرگاه
- فرهنگ دریانوردی: توجه به اهمیت دریا، علاقه مردم یک کشور به دریانوردی و توسعه روابط و تجارت گسترده با سایر ملل
- تعداد جمعیت: هرچه تعداد افراد کشور بیشتر باشد، در تأمین نیروی انسانی دریایی مؤثرتر است.
- گسترش ساحل: طول سواحل یک کشور و دسترسی به آبهای آزاد
البته ماهان قدرت دریایی را فقط در نیروی جنگی ناوگان دریایی نمیدانست و معتقد بود ملتی به قدرت دست مییابد که در تجارت دریایی نیز نیرومند باشد. کتاب معروف ماهان «نفوذ و تأثیر قدرت دریایی در تاریخ» به زبانهای مختلف ترجمه شد و در کشورهای گوناگون مورد استقبال قرار گرفت. برای مثال، در ژاپن به ناخدایان نیروی دریایی یک جلد کتاب ماهان هدیه داده میشد تا رهنمودهای او را به کار ببندند.
فعالیت (صفحه 145 کتاب درسی)
1- با مراجعه به قرآن کریم، معنی آیهٔ شریفهٔ «وَ اَعِدّوا لَهم مَا استَطعتُم مِن قُوه» را پیدا کنید و بنویسید.
و شما (ای مؤمنان) در مقام مبارزه با آن ها خود را مهیا کنید. آیهٔ 60 سورهٔ انفال
2- شرایط مربوط به تبدیل شدن به قدرت دریایی از نظر «ماهان» را بخوانید. سپس، بگویید کدام یک از این شرایط در ایران وجود دارد؟ کدامیک باید تقویت شود؟ پیشنهاد شما برای تقویت آنها چیست؟
شرطهای موقعیت جغرافیایی، وضع طبیعی سواحل و تعداد جمعیت در ایران وجود دارد. فرهنگ دریانوردی و خط مشی سیاسی و حکومت باید تقویت شود. برای تقویت این موضوع به توجه دولت و بخش خصوصی برای بهرهبرداری از فرصتها و سرمایهگذاری در زمینهٔ تجارت و حمل ونقل دریایی، مدیریت و بهرهبرداری بهینه از فرصتها و توانهای ساحلی و... نیاز است.
3- نظریهٔ راتزل را نقد کنید.
راتزل نظریهٔ فضای حیاتی را مطرح کرد. به این معنا که اگر کشورهای کوچک به اندازهٔ جمعیت خود فضای کافی نداشته باشند و در صدد توسعهٔ سرزمین خود برنیایند نابودی آنها حتمی است. در صورتی که در قرن بیستم با فراگیر شدن حقوق و قوانین بینالمللی امکان کشورگشایی و توسعهطلبی ارضی تقریباً غیرممکن است و امروزه قدرت کشورها به وسعت سرزمین نیست، بلکه توسعهٔ علمی و فناوری، صنعتی و اقتصادی موجب افزایش قدرت آن کشورها میشود. مانند ژاپن و فرانسه و... اگر چه معدودی از کشورها به حقوق کشورهای دیگر توجه نمیکنند مانند حملهٔ نظامی عراق به کویت و تصرف آن کشور.
ایران و قدرت دریایی
کشور ایران از سمت شمال و جنوب به دریا دسترسی دارد.
- ایران در سواحل جنوبی بیش از 2000 کیلومتر مرز دریایی دارد. آبهای پهناوری را که در جنوب ایران واقع شدهاند، میتوان به دو بخش تقسیم کرد:
الف) بخشی که از مصب اروندرود در غرب تا تنگهٔ هرمز امتداد مییابد و خلیج فارس نام دارد.
ب) بخشی که از تنگهٔ هرمز به سمت مشرق تا دهانهٔ خلیج گواتر (گواِدر) امتداد مییابد و دریای مَکران (دریای عمان) نامیده میشود.
دریای عمان یا مکران بخشی از اقیانوس هند است و تنها دریای آزاد ایران محسوب میشود خلیج فارس نیز از طریق دریای عمان به آبهای آزاد و سایر مناطق جهان ارتباط دارد.
- نیروی دریایی راهبردی به نیرویی گفته میشود که قادر است در محدودهٔ آبهای عمیق اقیانوسی عملیات انجام دهد؛ به گونهای که بتواند خود را از تهدیدهای روی آب، زیر آب و هوا حفظ کند؛ محدودیتی نیز برای اجرای عملیات در عمق دور دستها نداشته باشد و قادر به حفاظت از منافع ملی کشور در منطقهٔ دریایی باشد.
در سال 1388 با رهنمودهای فرمانده معظم کل قوا، حضرت آیتالله خامنهای، نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران به یک نیروی دریایی راهبردی تغییر جهت داد؛ بهطوری که منطقهٔ عملیاتی آن از تنگهٔ هرمز و دریای عمان تا خلیج عدن و اقیانوس هند تا مدار 10 درجه شمالی را شامل گردید.
ساختن زیردریاییها و ناوشکنهای چندمنظوره و حضور ناوگان ایران در آبهای اقیانوس هند برای حفاظت از امنیت کشتیها و شناورهای تجاری و نفتکشها، همگی حکایت از تلاش ایران برای تبدیل شدن به یک قدرت بزرگ دریایی دارند.
|
|
- ایران در دریای عمان دو بندر مهم، یعنی بندر جاسک و بندر اقیانوسی چابهار (در استان سیستان و بلوچستان)، دارد که به دلیل دسترسی به آبهای آزاد، از قابلیت فوقالعادهای برای تجارت با جهان و توسعهٔ حمل و نقل دریایی ایران و کشورهای آسیای میانه و قفقاز برخوردارند.
|
|

قدرت ملّی
قدرت ملّی، قدرت یک ملت یا کشور برای رسیدن به اهداف و تحقق آرمانهایش است. اگر کشوری از قدرت ملّیّ زیادی برخوردار باشد، میتواند اهداف و خواستههای ملت خود را بدون مانع تأمین کند. برخی از کشورها در سطح جهان قدرت زیادی دارند. برخی دیگر بسیار ضعیفاند و قادر به رفع نیازهای اولیهٔ خود نیستند. روابط بینالمللی و رفتار کشورها با یکدیگر نیز از میزان قدرت آنها تأثیر میپذیرد.
عوامل و سرچشمههای قدرت ملّی
به طور کلی، عواملی را که موجب قدرت ملّی میشود، میتوان براساس درجهٔ اهمیت به 9 عامل دستهبندی کرد. جدول زیر را مطالعه کنید و فعالیت را در کلاس انجام دهید.
فعالیت (صفحه 148 کتاب درسی)
به چند گروه تقسیم شوید. عوامل مؤثر در قدرت ملی را در جدول مطالعه کنید. در هر گروه یک یا دو عامل (به جز عوامل جغرافیایی) را انتخاب نمایید و دربارهٔ مصادیق آن گفتو گو کنید. سپس، هر گروه توضیح دهد که هر یک از موارد چگونه میتواند موجب افزایش قدرت ملی شود و در چه شرایطی ممکن است قدرت ملی یک کشور را کاهش دهد و آن را ضعیف کند.
پاسخ پیشنهادی: به عنوان مثال عوامل علمی و فناورانه مانند توسعه مراکز علمی و پژوهشی، توسعهٔ فناوری در صنعت، ارتباطات، الکترونیک و سایر بخشها موجب توسعهٔ اقتصادی در نتیجه افزایش قدرت ملی یک کشور میشود. مانند پیشرفت ژاپن همچنین عدم توسعهٔ علمی و فناوری و تکنولوژی موجب تضعیف قدرت اقتصادی کشورها و وابستگی آنها به کشورهای توسعه یافته و در نتیجه عقب ماندگی آنها و کاهش قدرت ملی آنها میشود مانند کشورهای در حال توسعه به عنوان نمونه افغانستان، سودان و...
دوباره به جدول بالا توجه کنید. در ردیف اول این جدول، عوامل جغرافیایی به عنوان مهمترین عامل در تولید قدرت ملی نوشته شده است. در این بخش، دربارهٔ این عامل بیشتر سخن میگوییم.
نقش عوامل جغرافیایی در قدرت ملّی
عوامل جغرافیایی مؤثر در قدرت ملّی را می توان به پنج گروه تقسیم کرد:
1- موقعیت جغرافیایی کشور
موقعیت جغرافیایی (ریاضی و نسبی) عبارت است از چگونگی قرار گرفتن یک مکان در سطح کره زمین. موقعیت جغرافیایی تأثیر بسزایی در افزایش یا کاهش قدرت یک کشور دارد؛ برای مثال، قرار گرفتن یک کشور در بین همسایگان قدرتمند یا ضعیف در سیاست خارجی آن کشور تأثیرگذار است. کشورهای حائل، یعنی کشورهایی که بین دو یا چند قدرت بزرگ قرار دارند، معمولاً موقعیت آسیبپذیری پیدا میکنند؛ مانند لهستان که بین روسیه و آلمان قرار گرفته و در دورههایی از تاریخ به دلیل همین موقعیت، موجودیت خود را از دست داده است.
موقعیت دریایی، یعنی دسترسی به آبهای آزاد، نیز نقش مهمی در قدرت ملی یک کشور دارد. دسترسی به آبهای آزاد یا دسترسی نداشتن به دریا نیز در قدرت یا ضعف یک کشور تأثیر گذار است. برای مثال، انگلستان و ژاپن از همه سمت به آبهای آزاد دسترسی داشته اند و توانستهاند به قدرتهای بزرگ دریایی تبدیل شوند. همچنین یکی از دلایل جنگ تحمیلی عراق علیه ایران را میتوان محدودیتهای کشور عراق در دسترسی به سواحل خلیجفارس و دهانه اروند رود دانست. شکل ساحل روی دفاع از مرزهای دریایی و کیفیت عملیاّت نظامی نیز تأثیر دارد.
2- وسعت، شکل و ناهمواریهای کشور
کشورها از نظر وسعت با یکدیگر تفاوت دارند. وسعت زیاد به خودیخود امری مطلوب است و از بین دو کشور که شرایط یکسانی دارند، کشوری که سرزمین وسیعتری در اختیار دارد، قدرتمندتر است. کشورهای کوچک که کمبود فضا دارند، برای فعالیتهای خود با مشکل روبهرو میشوند. همچنین، در کشورهای وسیع در زمان جنگ میتوان نیروهای نظامی پشتیبان را به بخش دیگری منتقل کرد؛ چنان که در جنگ ژاپن و چین، چین نیروها و تدارکاتش را به غرب کشور خود انتقال داد.
البته وسعت زیاد اگر با کمبود جمعیت همراه باشد، در امر دفاع مشکلاتی بهوجود میآورد. کیفیت فضای سرزمین و نوع ناهمواریها نیز در قدرت ملی مؤثر است. سرزمینهای هموار برای کشاورزی و توسعهٔ شبکه راهها و حمل و نقل بسیار مناسباند. نواحی کوهستانی، بیابانهای وسیع، زمینهای باتلاقی و کویری برای فعالیتهای اقتصادی و ارتباطی به هزینه و سرمایهگذاری زیادی نیاز دارند و با مشکلات متعدد روبهرو می شوند. البته نواحی کوهستانی از نظر دفاعی نقش مثبتی دارند.

از دیگر عوامل مؤثر در قدرت ملی، شکل کشورهاست. به تصاویر توجه کنید:
1- کشورهای جمع و جور (فشرده) شکلی شبیه مربع یا دایره دارند.
2- کشورهای طویل به کشورهایی گفته میشود که طول آنها حداقل شش برابر عرضشان باشد.
3- کشورهای دنبالهدار یک بخش شبه جزیرهای یا دالان مانند دارند که از سرزمین اصلی جدا افتاده است.
4- کشورهای چندپاره یا چند تکه، کشورهای جزیرهای هستند.
5- کشورهای محاطی کشورهایی هستند که درون یک کشور دیگر محصور شدهاند.

بهطور کلی، بهترین شکل برای یک کشور، شکل جمعوجور (فشرده) است که در آن پایتخت در مرکز قرار گرفته است. در چنین وضعیتی، در کمترین زمان میتوان از مرکز یک سرزمین به تمام نقاط آن دسترسی پیدا کرد. قابلیت دفاعی کشور در این شکل زیاد است. در کشورهای طویل و چندتکه، نظارت حکومت بر همهٔ قسمتهای کشور و همچنین ایجاد خطوط ارتباطی با مشکل مواجه میشود.
3- بنیادهای زیستی کشور
عواملی چون آب، خاک، آب و هوا و پوشش گیاهی بنیادهای زیستی کشور محسوب میشوند. آب یکی از مشکلات اصلی و از عوامل رقابت و کشمکش کشورها در آیندهٔ جهان است؛ زیرا به دلیل افزایش جمعیت و تغییر الگوهای زندگی، مصرف آن مرتباً افزایش مییابد. کشورهایی که دچار کمبود آباند یا با پدیدهٔ فرسایش و آلودگی خاک مواجهاند، توانمندیهایشان ضعیف میشود و نه تنها امکان تولید مواد اولیه و محصولات کشاورزی و تغذیهٔ جمعیت در آنها کاهش مییابد بلکه وابستگیشان به واردات زیاد میشود. آب و هوا نیز نقش مهمی در کشاورزی و تولید غذا و سایر فعالیتهای اقتصادی و زندگی دارد. معمولاً، امکان تبدیل کشورهایی که در منطقهٔ معتدل واقع شدهاند، به قدرتهای سیاسی منطقهای یا جهانی بیشتر است و بعید است که یک قدرت سیاسی بزرگ بتواند در سرزمینهای بسیار سرد و یخبندان یا بیابانهای گرم و سوزان شکل بگیرد.

4- منابع انرژی و معدنی کشور
منابع انرژی و معدنی چون نفت و گاز، کانیهای فلزی چون مس، روی و آهن در صنعت و امور نظامی کاربرد دارند. داشتن این منابع به تنهایی منشأ قدرت نیست. اگر این منابع در کشوری در جهت توسعهٔ صنایع قرار بگیرند، (مانند چین و برزیل) در قدرت آن کشور مؤثرند، اما اگر اقتصاد کشوری وابسته به صادرات آنها باشد، یک ویژگی منفی و عامل کاهش قدرت ملی تلقی میشوند.

5- جمعیت کشور
داشتن جمعیت زیاد از عوامل قدرت ملی است؛ زیرا هم منبع کار و تولید ثروت، هم نیروی نظامی و دفاعی و هم سرچشمهٔ روحیهٔ ملّی محسوب میشود.
جمعیت زیاد پیش شرط قدرت است اما کیفیت و ترکیب جمعیت نیز اهمیت دارد. داشتن جمعیت فعال و جوان ، باسواد و دارای مهارت که فرصتهای اشتغال و پیشرفت برای آنها در کشور فراهم شده باشد، از عوامل قدرت ملی محسوب میشود. همگونی جمعیت از نظر قومی ، زبانی و دینی نیز در افزایش قدرت ملی مؤثر است و هر چه این همگونی بیشتر باشد، قدرت ملی بیشتر است.

منطقهٔ (ناحیه) ژئوپلیتیکی
اکنون که با مفهوم ژئوپلیتیک آشنا شدید، میتوانید تعریف ناحیه یا منطقهٔ ژئوپلیتیکی را نیز دریابید.
به عبارت دیگر، منطقهٔ ژئوپلیتیکی منطقهای است که در آن سه عامل جغرافیا، سیاست و قدرت بر یکدیگر تأثیر میگذارند و توجه حکومتها، بهویژه قدرتهای جهانی، را به خود جلب میکنند. از مناطق ژئوپلیتیکی جهان امروز میتوان به مناطق ژئوپلیتیکی خلیج فارس، اتحادیهٔ اروپا، دریای خزر و قفقاز اشاره کرد.
فعالیت (صفحه 151 تا 152 کتاب درسی)
1- مطالعهٔ موردی (3)، منطقهٔ ژئوپلیتیکی خلیج فارس و مطالعهٔ موردی (4) منطقهٔ ژئوپلیتیکی اتحادیهٔ اروپا را در کلاس بخوانید و فعالیتهای مربوط به آن را انجام دهید.
2- با توجه به آنچه در درس تاریخ دربارهٔ جنگ جهانی دوم خواندهاید، تأثیر آب و هوا را بر عامل قدرت دفاعی روسیه در مقابل آلمان توضیح دهید.
روسها سرمای شدید کشور خود را یک ژنرال میدانند که سبب شکست ارتش آلمان شد. در شرایطی که پیشبینی شکست کامل برای روسیه وجود داشت، آنها توانستند از مزیت سرما و یخبندان شدید به نفع خود استفاده کنند و آلمان با توجه به شرایط، شکست کامل خود را پذیرفت.
3- جدولی با دو ستون رسم کنید. برای یک ستون عنوان «نقش مثبت» و برای ستون دیگر عنوان «نقش منفی» بگذارید. عوامل پنجگانهٔ جغرافیایی مؤثر در قدرت ملی را بخوانید. سپس، برای هریک از مصادیق آن در ستون مثبت یا منفی یک سطر بنویسید.
| نقش مثبت | نقش منفی |
|---|---|
| 1- دسترسی به آبهای آزاد نقش مهمی در قدرت ملی یک کشور دارد، مانند انگلستان 2- در شرایط مساوی کشوری که سرزمین وسیعتری دارد قدرتمندتر است، مانند روسیه 3- کشورهای جمعو جور یا فشرده قدرت بیشتری دارند، مانند لهستان 4- در کشورهای مناطق معتدله دسترسی به آب و توسعهٔ کشاورزی بیشتر است مانند دانمارک 5- دسترسی به منابع انرژی در افزایش قدرت یک کشور مؤثر است، مانند ایران 6- داشتن جمعیت فعال، باسواد و دارای مهارت و تخصص در افزایش قدرت ملی یک کشور مؤثر است، مانند چین |
1- عدم دسترسی به آبهای آزاد موجب ضعف قدرت ملی یک کشور میشود. 2- کشورهای کوچک که کمبود فضا دارند با مشکل مواجهاند، مانند گویان در امریکای جنوبی 3- کشورهای چندتکه با مشکلات زیادی روبهرو هستند مانند اندونزی 4- کشورهایی که با کمبود آب مواجه هستند مشکلات زیادی دارند، مثلاً وابستگی به واردات محصولات کشاورزی مانند ایران 5- عدم دسترسی به منابع انرژی و معادن در کاهش قدرت یک کشور مؤثر است، مانند ژاپن در قرنهای گذشته. 6- عدم دسترسی به نیروی انسانی ماهر و متخصص موجب کاهش توسعهٔ اقتصادی یک کشور میشود، مانند قطر |
4- با نوشتن کلمات مناسب داخل دایرهها و ترسیم پیکانها روی مدل، معنا و مفهوم ژئوپلیتیک را نشان دهید.

5- ناحیه یا منطقهٔ ژئوپلیتیکی را تعریف کنید.
منطقه ژئوپلتیکی عبارت است از بخشی از سطح زمین یا تعدادی از کشورهای همجوار که به دلیل داشتن ارزش جغرافیایی، بازیگران سیاسی برای کنترل یا تصرف آنها با یکدیگر وارد تعامل میشوند. حال این تعامل ممکن است مذاکره، همکاری و همبستگی یا رقابت و کشمکش و حتی جنگ باشد.
بیندیشیم: علل و عوامل بروز جنگ بین کشورها کداماند؟ چه راهکارهایی برای مقابله با جنگ و برقراری صلح در جهان وجود دارد؟
علل جنگ: قدرت نمایی و مقابله به مثل، اختراع و توسعهٔ تسلیحات نظامی، توسعه طلبی ارضی و کشورگشایی، منافع مادی و ماهیت استعماری، علل مذهبی و عقیدتی، تضاد در منافع مادی مشترک و...
راههای برقراری صلح: جامعهٔ بینالمللی و تشکیل سازمانی برای برقراری صلح، عضویت کشورها در سازمان ملل متحد و پایبندی آنها به قوانین و حقوق بینالمللی، نقش سازندهٔ ادیان الهی در ترویج مدارا و پرهیز از خشونت، کمک به فقر زدایی و توسعه اقتصادی، توسعهٔ روابط دوستانه و گردشگری بین کشورها، ترویج فرهنگ صلح و آشتی از طریق رسانهها و کاهش تنشها و اختلافات قومی و نژادی و...
مهارتهای جغرافیایی (صفحه 152 کتاب درسی)
1- روی یک اطلس جغرافیایی، چند کشور محصور در خشکی را پیدا کنید و نام ببرید.
افغانستان، مغولستان، سوئیس، نیجر، مجارستان، بولیوی و...
2- الف) روی یک اطلس جغرافیایی، اَشکال کشورهایی را که در صفحهٔ 150 آمده است، پیدا کنید و نشان دهید.
1) طویل: شیلی و نروژ 2) جمع وجور و فشرده: لهستان 3) دنبالهدار: تایلند 4) چندتکه: اندونزی 5) محاطی: سورازیلند، لسوتو 6) محیطی: آفریقای جنوبی
ب) روی اطلس، این کشورها را پیدا کنید و شکل هر یک را بنویسید.
افغانستان (دنباله دار)، ژاپن (چندتکه، چندپاره)، فرانسه (جمع وجور، فشرده)، سوئد (طویل)، فیلیپین (چند تکه)، ایتالیا (دنبالهدار)
3- با استفاده از کاغذ پوستی (کالک)، محدودهٔ خلیج فارس و دریای عمان را از روی یک نقشه ترسیم کنید. سپس، از کاغذ پوستی کپی بگیرید. محل بنادر خرمشهر، امام خمینی، بوشهر، بندرعباس، بندر لنگه، بندر شهید رجایی، جاسک و چابهار و همچنین جزایر متعلق به ایران را روی نقشه معین کنید. نقشه را رنگآمیزی نمایید و راهنمای مناسبی برای آن طراحی کنید.
مطالعه موردی 3: منطقهٔ ژئوپلیتیکی خلیج فارس
ویژگیهای طبیعی منطقه
- خلیج فارس، دریای نیمه بستهای در جنوب غربی آسیاست. خلیج فارس در حدود 226 هزار کیلومتر مربع وسعت دارد و عمق متوسط آن بین 25 تا 35 متر است که به سوی شرق افزایش مییابد و در دهانهٔ تنگهٔ هرمز به بیش از 100 متر میرسد. آب خلیج فارس از آب سایر دریاهای جهان شورتر است؛ چون آب رودهایی که به آن میریزند، نمک و املاح دارد و هم میزان تبخیر در آن زیاد است.
خلیج فارس به علت عمقکم و شوری آب، قرار گرفتن در منطقهٔ گرم و خشک، ارتباط محدود با آبهای آزاد جهان و نبود جریانهای قوی دریایی، اکوسیستم ویژهای دارد که آن را بسیار آسیبپذیر کرده است. تنگهٔ هرمز، باریکهٔ دریایی خمیده شکلی است که در انتهای شرقی خلیج فارس واقع شده است و فلات ایران را از شبه جزیرهٔ عربستان جدا میکند. تنگهٔ هرمز بین ایران و کشور عمان قرار دارد. با توجه به وجود جزایر ایرانی در میانهٔ تنگهٔ هرمز و نیز با ملاحظه مرزهای دریایی، ایران بخش عمدهٔ حاکمیت سیاسی و جغرافیایی این تنگه را در دست دارد.
عوامل زمینساختی و رسوبگذاری در دورههای زمینشناسی موجب شدهاند که خلیج فارس و اطراف آن، به بزرگترین مخزن نفتی جهان تبدیل شوند. خلیج فارس علاوه بر منابع انرژی موجود، دارای جزایر بسیار مهمی است که موقعیت و فضای جغرافیایی با ارزشی دارند و بعضی از آنها دارای منابع معدنی چون سنگ نمک، خاک سرخ، سنگ گچ، آهن و نظایر آن هستند.
این منطقه از نظر گونههای گیاهی، تنوع رنگ و آب سنگهای مرجانی نیز قابل توجه است و در آن بیش از 6000 گونهٔ جانوران آبزی شناخته شده است.
ویژگیهای انسانی منطقه
جمعیت این 8 کشور در مجموع 150 میلیون نفر است. ایران پر جمعیتترین این کشورهاست و حدود نیمی از جمعیت منطقه را در خود جای داده است.
منطقهٔ خلیج فارس کانون ظهور و پخش دین اسلام است. بیشتر جمعیت این منطقه مسلماناند و درصد جمعیت شیعه مذهب در این منطقه، بیش از اهل تسنن است. جمعیت شیعه حدود 90 درصد جمعیت ایران، بین 75 تا 90 درصد جمعیت بحرین، حدود 65 درصد جمعیت عراق، حدود 16 درصد جمعیت امارات، 10 تا 15 درصد جمعیت عربستان و 25 درصد جمعیت کویت را در برمیگیرد.
از نظر قومی و زبانی، بیشترین جمعیت منطقه را اقوام ایرانی و عرب تشکیل دادهاند و زبان فارسی و عربی نیز پر متکلمترین زبان منطقه است. طول ساحل 8 کشور پیرامون خلیج فارس با یک دیگر متفاوت است.
همگرایی و واگرایی در منطقه
- خلیج فارس یک پهنهٔ آبی مشترک بین کشورهایی است که در ساحل آن قرار دارند. این منطقه حدود 750 میلیارد بشکه ذخیرهٔ نفت دارد که حدود 60 درصد ذخایر شناخته شدهٔ جهان را تشکیل میدهد. بهرغم تلاشهایی که برای جانشین کردن انواع دیگر انرژی صورت گرفته است، جهان همچنان به نفت و گاز این منطقه وابستگی زیادی دارد.
- حدود نیمی از 20 بندر تجاری که صادرات نفت جهان را انجام میدهند، در خلیج فارس قرار دارند. عبور روزانه بیش از 15 میلیون بشکه نفت از تنگهٔ هرمز، اهمیت این تنگه را نشان میدهد. کشورهای منطقه از جمله عربستان سعودی و عراق، برای کاهش وابستگی به تنگهٔ هرمز، طرح احداث خط لولههایی برای انتقال نفت خود به سواحل دریای مدیترانه و دریای سرخ (احمر) را اجرا کردهاند اما در بهترین حالت، فقط چند میلیون بشکه نفت را توانستهاند انتقال دهند و به همین سبب، از آبراههٔ تنگهٔ هرمز بینیاز نشدهاند.
- موضوع حفظ محیط زیست خلیج فارس، بهویژه در زمینهٔ آلودگیهای ناشی از عبور نفتکشها و همچنین کمبود آب شیرین بهویژه برای کشورهای حاشیهٔ جنوبی خلیج فارس از جمله مسائل مشترک این منطقه است.
- بهطور کلی، کشورهای این منطقه همواره با تهدیدهای مشترک ابرقدرتهای مداخلهگر روبهرو بودهاند. فروش اسلحه به کشورهای منطقهٔ خلیج فارس و نیز هزینههای نظامی این کشورها بسیار بالا است.
- با آنکه اکثریت جمعیت این منطقه، مسلمان است، شکاف مذهبی و اختلاف بین شیعه و سنی از عوامل تهدید کنندهٔ امنیت منطقه به شمار میرود.
- عامل دیگر اختلاف، وجود نظامهای حکومتی در منطقه است که موجب واگرایی میشود. درحالی که برخی کشورها مانند ایران نظام جمهوری دارند، برخی کشورهای منطقه با حکومت پادشاهی و امیرنشین اداره میشوند و میزان مشارکت مردم در این حکومتها ناچیز است. به علاوه، بیاعتمادی و بدگمانی حاکمان و شیخنشینها و رقابت و اختلاف بر سر اصل و نسب اجدادی در بین آنها مشاهده میشود. از سوی دیگر، نگرش حکومتها به قدرتهای خارج از منطقه، متفاوت است؛ برای مثال، ایران پس از انقلاب اسلامی به پایگاه قوی ضد سلطهٔ امریکایی و ضد اسرائیلی در منطقه تبدیل شد. همین امر کشورهای منطقهٔ خلیج فارس را که وابستگیهای سیاسی و نظامی به امریکا داشتهاند، دچار نگرانی کرده و باعث شده است، آنها علیه ایران مواضع خصمانهای بگیرند.
- تفاوتهای قومی و نژادی و اختلاف تاریخی بین ایرانیان و اعراب، بهویژه نام خلیج فارس، از دیگر مسائل تنشزای این منطقه است.
- همچنین، کشورهای بزرگ منطقه بر سر رهبری و نفوذ در منطقهٔ خلیج فارس با یکدیگر رقابت دارند و سعی میکنند حداکثر نفوذ را در کشورهای کوچکتر آن داشته باشند.
- اختلافات مرزی یا اختلاف بر سر مالکیت منابع نفتی یا جزایر از جمله عوامل رقابت و کشمکش در منطقه است و در چند دههٔ اخیر موجب بروز تنشهایی نیز در منطقه شده است.
فعالیت (صفحه 155 کتاب درسی)
1- با توجه به نقشه، کشورهای منطقهٔ ژئوپلیتیکی خلیج فارس را نام ببرید.
ایران، عراق، عربستان، کویت، بحرین، قطر، امارات متحدهٔ عربی و عمان
2- کدام کشورها بیشترین طول ساحل و کدام کشورها کمترین طول ساحل را با خلیج فارس دارند؟
بیشترین طول ساحل: ایران و کمترین طول ساحل: عراق
3- چرا قدرتهای جهانی به منطقهٔ خلیج فارس توجه خاصی دارند؟ چند دلیل بیان کنید.
- وجود بزرگترین ذخایر نفت و گاز (60 درصد) ذخایر شناخته شدهٔ جهان
- تنگهٔ استراتژیک هرمز و عبور روزانه بیش از 15 میلیون شبکه نفت از این تنگه
- رقابت کشورهای صنعتی برای دستیابی به این منابع بزرگ انرژی
- وجود بازار بزرگ مصرف (جهان اسلام) در منطقهٔ خلیج فارس
4- جدولی رسم کنید و به طور گروهی و با همفکری یکدیگر، عواملی را که موجب همگرایی و واگرایی در منطقهٔ ژئوپلیتیکی خلیج فارس میشوند، فهرست کنید.
| عوامل هم گرایی | عوامل واگرایی |
|
- اشتراک دینی (مسلمان بودن) |
- اختلافات مرزی |
مطالعهٔ موردی 4: منطقهٔ ژئوپلیتیکی اتحادیهٔ اروپا

ویژگیهای طبیعی منطقه
قارهٔ اروپا، بیش از ده میلیون کیلومتر مربع وسعت دارد. بهطور کلی، بیشتر بخشهای این قاره را سرزمینهای پست و کم ارتفاع تشکیل میدهد؛ اگر چه رشته کوههای جوان آلپ و پیرنه و کارپات هم در آن مشاهده میشود. اروپا در منطقهٔ معتدلهٔ شمالی واقع شده و قارهای با آب و هوای معتدل است و بیابان در آن وجود ندارد. اروپا، رودهای پر آب و قابل کشتیرانی چون ولگا، دانوب و راین دارد که برخی از آنها از چند کشور عبور میکنند. بهدلیل وجود آب فراوان و زمینهای حاصلخیز، قسمت اعظم این قاره قابل کشاورزی است. همچنین، زمینهای مسطح و آب و هوای مناسب، زمینهٔ احداث خط آهن و شبکهٔ حمل و نقل گسترده را بین همهٔ کشورهای این قاره فراهم آورده است. این منطقه به اقیانوس اطلس، اقیانوس منجمد شمالی، دریای سیاه، دریای مدیترانه و دریای آدریاتیک دسترسی دارد. در حاشیههای قارهٔ اروپا خلیجها و بریدگیهای فراوانی هست که امکان تجارت دریایی و رونق بازرگانی و تأسیس بندرگاههای فعال را برای منطقه به وجود آورده است.
ویژگیهای انسانی منطقه
اروپا قارهای کم وسعت است اما با حدود 50 کشور مستقل، قارهای پر جمعیت به حساب میآید و تراکم جمعیت آن زیاد است. این قاره بیش از 700 میلیون نفر جمعیت دارد و تراکم جمعیت در آن 70 نفر در کیلومتر مربع است. مردم اروپا از نژاد سفیدند که شامل تیرههای مختلفی چون مدیترانهای و آلپی است. با وجود زبانهای متعدد، ریشهٔ زبانهای این قاره، هندواروپایی است. بیشتر مردم اروپا، پیرو دین مسیحیتاند. بهطور کلی، کشورهای قارهٔ اروپا جزء کشورهای پیشرفتهٔ صنعتی هستند و این قاره کشورهای دارای اقتصادهای برتر جهانی را از نظر درآمد و رشد اقتصادی در خود جای داده است.
بخش غربی قارهٔ اروپا پس از جنگ جهانی دوم و در نیمهٔ قرن بیستم دچار فرایند همگرایی شد؛ بهطوری که معروفترین سازمان منطقهای در جهان به نام اتحادیه اروپا در آن شکل گرفت و توسعه یافت. به غیر از انگلیس، هماکنون 27 کشور عضو این اتحادیهاند.
همگرایی و واگرایی در منطقه
- همانطور که قبلاً گفته شد، نوعی وحدت جغرافیایی در قاره اروپا دیده میشود که موجب اشتراک در ویژگیها و تجانس نسبی منطقهای و کالبد فضایی/ جغرافیایی واحد شده و به شکلگیری اتحادیهٔ اروپا کمک کرده است. خاک حاصلخیز، سرزمینهای هموار و رودهای پر آب، امکان کشاورزی و شبکهٔ گستردهٔ حمل و نقل را در این منطقه پدید آورده است.
- عامل دیگر، ویژگیهای فرهنگی و اقتصادی مشترک است. در بین عوامل فرهنگی، با وجود تنوع فرهنگها، کشورهای قاره اروپا ریشههای تاریخی مشترک دارند و رویدادهای تاریخی تأثیرگذاری را از سر گذراندهاند. مرکز تمدن قدیم اروپا، نواحی شمالی مدیترانه بهویژه یونان و روم بوده است. کشورهای اروپایی به طور مشترک، دورههای تاریخی قرون وسطی، رنسانس یا تجدید حیات علمی و فرهنگی، استعمارگری، انقلاب کبیر فرانسه و انقلاب صنعتی را پشت سر گذاشتهاند که آنها را در درس تاریخ مطالعه کردهاید.
جنگهای جهانی اول و دوم، تأثیرات زیانباری بر اروپا داشته و ویرانیهای زیادی در اروپا به جای گذاشته است. پس از جنگ جهانی دوم، امریکا و پس از آن ژاپن به قدرتهای صنعتی بزرگ تبدیل شدند. اروپا تلاش کرد از این قدرتها باز نماند. در سال 1957 میلادی، جامعهٔ اقتصادی اروپا با عضویت 6 کشور پدید آمد که منشأ اتحادیهٔ اروپایی امروزی است و به تدریج بر تعداد این کشورها افزوده شد. قارهٔ اروپا دارای منابع زیرزمینی از قبیل معادن زغال سنگ و نفت (دریای شمال) است اما این منابع پاسخگوی نیاز کارخانههای صنعتی این قاره نیستند. بهطور کلی، کشورهای اروپایی وارد کنندهٔ مواد اولیه و معدنی، بهویژه نفت هستند.
کشورهای اروپایی همچنین صادر کنندهٔ کالاهای صنعتی به جهاناند و از این نظر منافع مشترک اقتصادی دارند. امروزه نیز اروپا سعی میکند بتواند از نظر فناوری و اقتصاد با ایالات متحدهٔ امریکا، چین و سایر اقتصادهای برتر دنیا رقابت کند.
- اتحادیهٔ اروپا یک اتحادیهٔ اقتصادی - سیاسی است. این اتحادیه از 27 کشور اروپایی تشکیل شده و در سال 2016 حدود 510 میلیون نفر جمعیت داشته است. اتحادیهٔ اروپا واحد پول مشترکی به نام «یورو» را معرفی کرده است که در 19 کشور از آن استفاده میشود. پیمان شنگن، کنترل روادید (ویزا) را بین اغلب کشورهای عضو لغو کرده است و شهروندان عضو کشورهای شنگن میتوانند به راحتی در بین کشورهای عضو رفت و آمد کنند. کشورهای اتحادیه اروپا سعی میکنند از سیاستهای عمومی و مشترکی در امور اقتصادی، سیاست خارجی، دفاع، کشاورزی و تجارت پیروی کنند. به همین جهت، این اتحادیه نهادهای مشترکی چون شورای اروپا، کمیسیون اروپا، پارلمان (مجلس) اروپا، دادگاه اروپا و بانک مرکزی اروپا را پایهگذاری کرده است. کشورهای عضو اتحادیه با آنکه مستقلاند، متعهد میشوند که از مصوبات و احکام اتحادیهٔ اروپا پیروی کنند. دولتهای اروپایی به رغم حفظ پرچم ملی و رسمی کشور خود، برافراشتن پرچم مشترک اتحادیهٔ اروپا را نیز در کشور خویش پذیرفتهاند.
البته برخی از کشورهای اروپایی چون سوئیس، نروژ و ایسلند، عضو این اتحادیه نیستند و بعضی از کشورها نظیر گرجستان عضو ناظر آن هستند. به رغم درجهٔ بالای وحدت و همگرایی در این اتحادیه، فرایندهای واگرایی نیز در آن جریان دارد.
- یکی از عوامل واگرایی در این اتحادیه، تفاوت در سطح توسعهٔ اقتصادی و اجتماعی کشورهای عضو است. برای مثال، کشورهایی چون آلمان و فرانسه، قدرتهای اقتصادی بزرگی هستند و برخی کشورها همچون یونان، کرواسی، مالت و قبرس، قدرت یا توسعهٔ اقتصادی چندانی ندارند و همین امر اختلافاتی را در درون اتحادیه، بهوجود میآورد.
- همچنین، قدرتهای برتر در اتحادیهٔ اروپا مانند انگلیس؛ فرانسه و آلمان گاه برای قلمروسازی ژئوپلیتیکی یعنی نفوذ، کنترل، تأثیرگذاری و سلطه بر فضای جغرافیایی اتحادیه یا تضمین قدرت، امنیت و منافع ملی خود با یکدیگر رقابت میکنند.
- رشد ملیگرایی افراطی از جمله چالشهای کشورهای اروپایی است که موجب شده است عدهای از مردم کشورهای عضو با سیاستهای این اتحادیه مخالف باشند و به سمت خروج از آن حرکت کنند. این ملیگرایی و نژادپرستی در دههٔ اخیر بیشتر تحت تأثیر اقدامات تروریستی و بروز ناامنی و نیز مهاجرتهای زیاد از کشورهای در حال بحران آسیای غربی و جنوب غربی و افریقا به این قاره شدت گرفته است.
- در سال 2016 میلادی در یک همهپرسی، اکثر مردم انگلستان به خروج این کشور از اتحادیهٔ اروپا رأی دادند و زمینههای خروج از آن را فراهم کردند. خروج انگلستان از اتحادیهٔ اروپا، به نوبهٔ خود موجب تضعیف این اتحادیه میشود.
فعالیت (صفحه 158 کتاب درسی)
1- با توجه به نقشه، کشورهای عضو اتحادیهٔ اروپا را نام ببرید.
اسپانیا، پرتغال، فرانسه، ایتالیا، یونان، بلغارستان، رومانی، مجارستان، اسلوواکی، چک، لهستان، آلمان، سوئد، فنلاند، اتریش، لیتوانی، استونی، انگلستان و ایرلند
2- جدولی رسم کنید و بهطور گروهی و با همفکری یک دیگر، عوامل همگرایی و واگرایی را در منطقهٔ اتحادیهٔ اروپا فهرست کنید.
| عوامل همگرایی | عوامل واگرایی |
|---|---|
| - ویژگیهای فرهنگی و اقتصادی مشترک - داشتن واحد پول مشترک (یورو) - تجانس نسبی منطقهای، کالبد فضایی جغرافیایی واحد - گذر تاریخی و فرهنگی مشترک |
- رشد ملیگرایی افراطی در برخی کشورها - نفوذ و تأثیرگذاری برخی قدرتهای برتر اروپا در این اتحادیه - تفاوت در سطح توسعهٔ اقتصادی، اجتماعی کشورهای عضو - خروج بعضی از اعضای این اتحادیه مانند انگلستان |
3. با توجه به آن چه از مطالعهٔ موردی 3 و 4 استنباط کردهاید، بگویید کدام منطقه (خلیج فارس یا اتحادیهٔ اروپا) در همگرایی و رسیدن به وحدت موفقتر بوده است؟ اتحادیه ی اروپا عوامل واگرایی در کدام منطقه بیشتر است؟ منطقه ی خلیج فارس به نظر شما، برای کاهش واگرایی در منطقهٔ مذکور چه میتوان کرد؟
- تشکیل اتحادیههای اقتصادی و تجاری مانند اتحادیهٔ اقتصادی کشورهای ساحلی خلیج فارس
- توسعهٔ روابط فرهنگی و اجتماعی از طریق تشکیل سازمان و کنفرانسهای مختلف بین کشورهای حاشیهٔ خلیج فارس
- مشارکت و نقش آفرینی همه کشورهای ساحلی خلیج فارس برای کاهش و رفع تنشها
- و...